در کشور ما خرد ورزى حرف اول را مى زند بنابراین اقتضا مى کند به اندیشمندان ارج نهیم، ارج نهادن به اندیشه و فکر، ارج نهادن به انسان است.
  • 1396/2/18 5/8/2017 2:17:45 PM 5/8/2017 2:17:45 PM
  • 0
  • 73

دوشنبه ۳۰ بهمن ماه ۸۵ نشستى به مناسبت برگزیده شدن ۳ کتاب فلسفه در بیست وچهارمین دور انتخاب کتاب سال با حضور مؤلفان در انجمن حکمت و فلسفه برگزار شد.
در آغاز دکتر اعوانى دبیر جلسه اظهار داشت: «در کشور ما خرد ورزى حرف اول را مى زند بنابراین اقتضا مى کند به اندیشمندان ارج نهیم، ارج نهادن به اندیشه و فکر، ارج نهادن به انسان است. رئیس انجمن حکمت و فلسفه در ادامه با معرفى مؤلفان کتاب هاى منتخب، ایشان را براى سخنرانى درباره آثارشان دعوت کرد.

ابتدا دکتر غلام حسین دینانى نویسنده کتاب درخشش ابن رشد در حکمت مشاء، ابن رشد را به عنوان یکى از بزرگ ترین فلاسفه اسلامى معرفى کرد و گفت: «غربى ها معتقدند بعد از ابن رشد فلسفه در جهان اسلام پایان یافته است. بعضى گفته اند وقتى ابن رشد را دفن کردند فلسفه در جهان اسلام دفن شد». نویسنده «ماجراى فکر فلسفى» اظهار داشت: «تأثیر ابن رشد در غرب بسیار زیاد بوده و جریان ها و ماجراهاى فکرى زیادى را ایجاد کرده است و در قرون وسطى تأثیر بسزایى گذارده و تا دوران جدید نیز مؤثر بوده است». «چنین فیلسوفى با چنین موقعیتى، در کشور ما مورد بى توجهى قرار گرفته است». «از زمان وفات وى تا امروز تقریباً ۸۰۰ سال مى گذرد. این کشور با فلسفه بیگانه نیست، بلکه همیشه مهد فلسفه بوده و یکى از تفاوت هایش با دیگر کشورهاى اسلامى فلسفى بودنش است، اما در طول این ۸۰۰ سال حتى یک صفحه هم از ابن رشد نخوانده اند، کتابى نوشته نشد و از کتاب هایش نقل قول نمى شود». صاحب کتاب «دفتر عقل و عشق» با اشاره به این که در «محبوب القلوب» اشکورى اسمى از ابن رشد نبرده و ملاصدرا نیز یادى از وى نکرده است، پرسید: «چرا ایرانیان فلسفه دوست، فقط به تهافت التهافت که رد غزالى است توجه کرده اند. دینانى سپس توضیح داد که گروهى مى گویند علت بى توجهى ایرانیان دورى ابن رشد اندلسى از ایران است، اما این پاسخ را درست ندانست، زیرا ابن عربى نیز در همان دیار مى زیسته ولى کتاب هاى او در ایران تبدیل به کتاب هاى «بالینى» شده است.

دینانى در مورد انگیزه خود گفت: «وقتى تهافت التهافت را خواندم، فهمیدم درست است که در رد کتاب غزالى نگاشته شده، ولى چون نیک بنگرید مى بینید در رد ابن سیناست» و ادامه داد ابن رشد معتقد بود ابن سینا فیلسوف نیست و حرف هایش موجب شد به جنگ او بروم. با قصد مبارزه وارد معرکه شدم، اما وقتى همه آثارش را خواندم، فهمیدم، سخن او قول عجیب و غریبى است. 
سپس دینانى با اشاره به این که نمى خواسته از کلمه «درخشش» در عنوان کتاب استفاده کند، گفت: «باید در ابن سینا تجدید نظر کنیم، ابن سینا مشائى نیست؛ فقط یک فیلسوف مشائى وجود دارد و او، ابن رشد است». زیرا ابن سینا، ارسطویى باقى نماند؛ اما ابن رشد تا آخرین نفس به ارسطو مقید بود و عبور از او را جایز نمى دانست. براى ابن سینا ارسطو فقط یک فیلسوف است. البته او فیلسوف بزرگى نیز هست، اما نزد ابن رشد، ارسطو کل عقل است. دینانى در پایان عنوان کرد که در کتاب خود ابن رشد را شناسانده و درباره فیلسوف یا شارح بودن او بحث کرده است. وى اضافه کرد که بین ابن رشد و ابن سینا داورى کرده و فکر مى کند، ابن سینا، بخوبى ارسطو را مى شناخت، اما نمى خواست ارسطویى بماند.

آنگاه دکتر عبدالکریم رشیدیان به عنوان دومین سخنران در مورد کتاب خود یعنى «هوسرل در متن آثارش» اظهار داشت: پدیدار شناسى حدود ۱۰۰ سال پیش پا به منصه ظهور گذاشت، اما در زبان فارسى منبع قابل اعتنایى، وجود ندارد و آنچه موجود است تکاپو و نیاز دانشجویان و علاقه مندان را ارضا نمى کند. وى ادامه داد، وقتى تدریس را شروع کردم با این خلأ وحشتناک روبه رو و در این باره متوجه چند اشکال شدم، اول این که این مکتب شناخته شده نیست در حالى که بسیار مهم و اثرگذار بوده است. دیگر این که درباره مکاتب بعدى سخن گفته مى شود براى نمونه با آثار سارتر و هایدگر آشنایى داریم، اما در مورد یکى از پدر بزرگان فلسفه جدید که به نوعى نیاى همه آنها محسوب مى شود، آگاهى نداریم. نویسنده کتاب «از مدرنیسم تا پست مدرنیسم» اظهار داشت، در ابتدا میل نداشتم به این کار بپردازم زیرا باید اشخاصى با صلاحیت بیش تر به این مهم مى پرداختند، اما کسى نبود، پس، سعى کردم با کارهاى مقدماتى شروع کنم. ابتدا کتاب کوچکى به اسم «پدیده شناسى» را ترجمه کردم که شامل ۶ سخنرانى است. این کتاب بسیار مهم بود زیرا، دوره انتقادى هوسرل را از مرحله پیش پدیده شناسى تا پدیده شناسى نشان مى دهد. پدیده شناسى کتاب دشوارى است و فقط در کلاس قابل فهم مى شود. کار بعدى، ترجمه اثر «لیوتار» بود. جالب است بدانید آن کتاب در سرى «چه مى دانم ها» که کتاب هاى ساده اى براى معرفى فلاسفه هستند، منتشر شده ولى عجیب مى نماید که بسیار دشوار است. کتاب بعدى «تأملات دکارتى» بود. این اثر بر دوران پختگى «هوسرل» مربوط مى شود. سپس از ۱۲ سال پیش مطالعات خود را درباره این اندیشمند، دوباره شروع کردم. وى با اشاره به این که عقیده دارد، باید مستقیم به سراغ کتاب هاى هر نویسنده اى رفت، اضافه کرد: اتفاقاً همان دشوارى و چالشى که ایجاد مى شود، هیجان بیش ترى ایجاد مى کند. رشیدیان ادامه داد: تعداد زیادى از کتاب هاى «هوسرل» چاپ نشده و آثار او را به کوه یخى تشبیه مى کنند که فقط بخشى از آن بیرون از آب است. وى توضیح داد در مسافرت هاى خارجى خاصه، بلژیک، سعى کرده تا جایى که مى تواند یادداشت بردارى کند طورى که کوهى از یادداشت و نقل قول گردآورى کرده است. ایشان ابتدا کتاب را در هزار صفحه و بعد در ۶۰۰ صفحه تهیه کرده است. وى همچنین تصریح کرد، اگر بنا بود در کشور دیگرى درباره هوسرل بنویسم به شکل دیگرى کار خود را انجام مى دادم. چه از یک سو آثار این اندیشمند به زبان فارسى ترجمه نشده است و از دیگر سو تعداد کسانى که با زبان تخصصى فلسفه آشنا باشند تا بتوانند کتاب هاى وى را به زبان هاى دیگر مطالعه نمایند بسیار اندک است. پس سعى کردم تا خواننده را با سیاق و نحوه فلسفیدن هوسرل آشنا سازم. به همین علت گاهى نقل قول هاى طولانى در لابه لاى کتاب دیده مى شود. وى دغدغه خود را این دانست که خواننده احساس کند در حال مطالعه هوسرل است نه این که حرفى درباره او مى خواند. رشیدیان گفت: هوسرل فلسفه را به شهرى با دروازه هاى زیاد تشبیه مى کند و ادامه داد: من دروازه اى را انتخاب کردم که منطقى تر باشد و نقش یک راهنماى شهر را بازى کردم، به همین دلیل نیز این نام را برگزیدم. وى در خاتمه با اشاره به این که هم اکنون در حال ترجمه «هستى و زمان» اثر هایدگر است، اظهار داشت: تا امروز هرگز باور نداشتم درجه تداخل فکرى هایدگر و استادش، هوسرل تا این حد و اینقدر جاى کار و تحقیق داشته باشد. رشیدیان در پایان پرسید: چرا هایدگر به سراغ یک مسأله کلاسیک مى رود؟ و پاسخ داد: این درست در تقابل مستقیم با تکیه اى است که هوسرل بر آن آگاهى دارد. وى ادامه داد، تقابل و ارتباط آن دو خیلى بیش از این هاست. در تکیه هاى هایدگر رد پاى هوسرل دیده مى شود. براى نمونه هوسرل مى گوید: نظریه یعنى خیره شدن به مسأله، اما هایدگر در بخش «نشانه» در کتاب «هستى و زمان» گفته است: با خیره شدن به اشیا به جایى نمى رسیم. از این رو خواننده مى فهمد نگاه هایدگر در آن هنگام به هوسرل بوده است.

در پایان دکتر على افضلى، مترجم و شارح کتاب «اعتراضات و پاسخ ها» اثر رنه دکارت، با این عبارات سخنرانى خود را آغاز کرد که «منعکس نکردن کتاب هاى فلسفه در رسانه ها جاى تأثر دارد، در حالى که تبلیغات زیادى در مورد مسائل بى اهمیت مى شود» و ادامه داد: یکى از کارهاى بسیار ضرورى که تا انجام نگیرد فلسفه رشد نمى کند، این است که بدانیم فلسفه غرب به طور بالقوه چه تأثیرى مى تواند در فلسفه اسلامى داشته باشد و دیگر این که فلسفه اسلامى چه تأثیرى مى تواند در فلسفه غرب بگذارد. ایشان براى تشریح کتاب این گونه توضیح داد که: این کتاب در واقع اعتراضاتى است که به کتاب «تأملات» دکارت مى شود، زیرا «تأملات» بسیار مختصر و مبهم بود و دکارت نمى توانست مقصود خود را بازگو کند. او فکر مى کرد انتشار کتاب با توجه به نوآورى هایش سر و صداى زیادى برپا کند، از این رو پیش از انتشار، دست نویس آن را بین متکلمان و متفکران بزرگ زمان خود پخش کرد و مجموعه اعتراضاتى که ایشان بر کتاب وارد دانسته، در ۷ دسته تقسیم بندى کرد. سپس به آنها پاسخ داد. آنگاه اعتراضات و پاسخ ها را به همراه تأملات منتشر کرد. افضلى اعلام کرد، «جاى این کار در فضاى فلسفه اسلامى خالى است» و آرزو کرد، که ما نیز کارهاى مشابه این کار را انجام دهیم، زیرا در آن صورت با یک نظام رشدیافته ترى روبه رو مى شدیم بویژه براى فیلسوفان مؤسس که مبدأ حرکت جدیدى هستند چون به این ترتیب مى توانند به صورت زنده انتقادها و ایرادهایى را که بر ضد ایشان مى شود، ببینند و به آنها پاسخ دهند. وى گفت: «اگر دکارت این کار را نمى کرد ما امروز با چیزى مانند جزوه روبه رو بودیم، در حالى که این هم اکنون مفصل ترین کتاب او است و اگر اعتراضات از سوى دکارت بیرون نمى آمد هنوز بسیارى از مسائل او مبهم و لاینحل باقى مى ماند».
ایشان اضافه کردند: دکارت از طریق «پدر مرسن» کار توزیع و گردآورى را انجام داد و ابتکار جالب او این بود که وقتى تأملات را به دسته اول داد، بعد از دریافت اعتراضات و پاسخ به آنها، براى دسته دوم کل کتاب تأملات، اعتراضات دسته اول و پاسخ هایش را فرستاد و پس از پاسخ به اعتراضات دسته دوم، اعتراضات دو دسته را به همراه پاسخ ها و کتاب خود تأملات را به دسته سوم سپرد. به این ترتیب هر دسته با اعتراضات دسته هاى پیش روبه رو بود. از این رو گاهى در برخى از اعتراضات مى بینیم که مى گویند، فلان جوابى که به آن اشکال داده اید، جواب قانع کننده اى نبوده است.

افضلى تشریح کرد: مجموعه آثار دکارت یک مجموعه ۳ جلدى است. جلد اول به آثار مختلف اختصاص دارد، جلد دوم اعتراضات و پاسخ هاست و جلد سوم شامل نامه ها مى شود. پس کتاب اعتراضات یک سوم آثار دکارت به حساب مى آید. وى همچنین اضافه کرد یک جهت از اهمیت کتاب، نسبت هایى است که با کتاب تأملات دارد. وى با اشاره به این که در جایى میان تأملات و اعتراضات مقایسه اى انجام داده است، گفت: «در مقایسه میان دو اثر به ۳نکته پى مى بریم. اول یک سرى از آموزه ها در اعتراضات بسط و تفصیل پیدا کرده اند. سرى بعد این که از بعضى مسائل در اعتراضات، رفع ابهام مى شود و مورد سوم نوآورى هایى است که در اعتراضات دیده مى شود. یعنى در اعتراضات چیزهایى مى بینیم که مطلقاً در تأملات نیست. وى تأکید کرد که دکارت به همین دلیل خواهش مى کند، تا کتاب اعتراضات را نخوانده اید به کتاب من اعتراض نکنید.
افضلى اهمیت دیگر کتاب را در این دانست که در آن، جُنگ و دایرة المعارفى را از مجموعه متفکران معاصر با دکارت، مى بینیم. از این رو کتاب اعتراضات نشاندهنده حساسیت هاى فکرى است که در آن دوره وجود داشته اند. زیرا بعضى از اشکالاتى که به طور مفصل پرداخته شده اند، امروز براى ما بى اهمیت است. وى ادامه داد: بعضى از اعتراضات با ادب و رعایت حرمت عنوان شده اند و در برابر دکارت نیز با همان متانت پاسخ گفته است. بعضى ها با کنایه انتقاد کرده اند، دکارت نیز در مقابل، در جواب هاى خود از نیش و کنایه استفاده کرده است برخى کار را به فحاشى کشانده اند و دکارت نیز مقابله به مثل کرده است. پس این کتاب تا حدودى نشان دهنده فضاى فرهنگى نیز هست.
افضلى با اشاره به این که سال ها پیش رساله دکترى خود را در باب اعتراضات تدوین کرده است، تأکید کرد که نمى خواسته کار ناقصى انجام دهد از این رو، فهرست کاملى از مندرجات در اعتراضات ارائه و متن این کتاب را با دیگر ترجمه ها مقابله کرده و حتى گاهى درباره بعضى ترجمه ها به داورى پرداخته است. وى در پایان اظهار داشت: متن خود را با لاتین و فرانسه به کمک بعضى از دوستان مقایسه کرده است و ادامه داد گاهى چند صفحه شرح و توضیح نوشته ام که بدون آنها نمى توان جمله ها را فهمید و بدون اغراق براى فهمیدن بعضى از جمله ها، ماه ها وقت گذاشته ام حتى براى معادل سازى به سراغ معانى آن کلمه در قرن ۱۷ رفته و تلاش کردم با آن فرهنگ نیز برابرى کنند.

نظرات 0
برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود به حساب کاربری ایجاد حساب کاربری
محراب  مرادی
فلسفه در کُنج
زیگماوب