یکی از برجسته ترین دستاوردهای اقتصادی در صد سال گذشته ، رشد و توسعة صنعت نفت بوده است. در سال 1850، در واقع نفتی در جهان تولید نمی شد. سپس، در پس اکتشافاتی که در ایالات متحدة آمریکا و روسیه هر دو انجام شد،
  • 1397/2/1 4/21/2018 4:56:48 PM 4/21/2018 4:56:48 PM
  • 0
  • 44

یکی از برجسته ترین دستاوردهای اقتصادی در صد سال گذشته ، رشد و توسعة صنعت نفت بوده است. در سال 1850، در واقع نفتی در جهان تولید نمی شد. سپس، در پس اکتشافاتی که در ایالات متحدة آمریکا و روسیه هر دو انجام شد، کل تولید پس از سال 1860 به سرعت رو به افزایش گذاشت و تا سال 1890، تولید جهانی به 10 میلیون تن در سال رسید . از آن تاریخ تاکنون، تولید نفت خام پیوسته در حال افزایش بوده است و تولید جهانی آن تقریباً هر ده سال 2 برابر شده است. ایالات متحدة آمریکا و شوروی هنوز بزرگترین تولیدکنندگان نفت در جهان هستند؛ گرچه اهمیت نسبی آنها با افزایش بسیار سریع تولید نفت خام از حوزة دریای کارائیب، خاورمیانه و آفریقا، رو به کاهش گذاشته است.

در آغاز قرن بیستم، نفت و گاز طبیعی کمتر از 4 درصد از کل نیاز انرژی جهان غرب را تأمین می کرد؛ حال آن که زغال سنگ تقریباً 90 درصد از این نیاز را برآورده    می کرد. اما این وضع به سرعت تغییر کرد و سهم نفت و گاز طبیعی از کل تولید انرژی در سال 1920 به 12 درصد و در نیمة دهة 1930 به 26 درصد و پس از جنگ جهانی دوم در سال 1948 به 36 درصد رسید. از آن زمان به بعد ، اهمیت نفت و فرآورده های نفتی برای اقتصاد جهان همواره رو به افزایش بوده است، چنان که تا سال 1970 ، تقریباً 70 درصد از کل نیاز انرژی غرب را نفت و گاز طبیعی تأمین می کرد.

مصرف  کنندگان عمدة نفت و فرآورده های وابستة آن،ملل صنعتی اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن هستند که روی هم رفته 70 درصد از کل تولید را در سال 1970 به خود اختصاص می دادند. در عین حال، همین کشورها فقط 26 درصد از نفت و گاز جهان را خود تولید می کنند و بنابراین مجبورند نیازهای خود را با نفت وارداتی تأمین کنند. بنابراین گونه ای رابطة همزیستی متقابل بین کشورهای اصلی تولید کننده و کشورهای مصرف کننده ایجاد شده است.

خاورمیانه، منطقة تولید کنندة نفت
در حال حاضر، خاورمیانه منطقه ای است که در آن تولید نفت در حد قابل ملاحظه ای بیشتر از تقاضاست. طی قرن بیستم، تولید نفت این منطقه برحسب تولید کل جهانی به طور مشخص افزایش یافته است. در دهة 1930 و اوایل دهة 1940 ، میانگین سطح تولید بین دو تا پنج درصد از کل تولید جهان بود، اما در پی احیاء و توسعة صنعت پس از جنگ در منطقة خلیج (فارس)، تولید نفت تا سال 1950 به میزان 15 درصد رسید. از آن تاریخ ،  اهمیت نسبی نفت و گاز طبیعی خاورمیانه و آفریقای شمالی در تولید جهانی همواره رو به افزایش بوده است، به گونه ای که در سال 1960 از مرز 25 درصد گذشت و در سال 1971 به میزان 40 درصد رسید، در این سال تولید کل نفت منطقه متجاوز از 1000 میلیون تن می شد.

اگر چه در خاورمیانه تولید نفت اول بار در اوایل قرن بیستم در ایران آغاز شد، اما فقط پس از جنگ جهانی دوم بود که تولید آن به سرعت رو به افزایش گذاشت . طی اوایل دهة 1940، ایران بزرگترین تولید کنندة نفت در خاورمیانه بود و پس از آن عراق و عربستان سعودی در مراتب بعدی قرار می گرفتند. پس از کشف و توسعة منابع نفتی در مقیاسی وسیع، تولید نفت کویت و عربستان  سعودی هر دو ، به مقدار زیادی افزایش یافت تا سال 1950 که تولید حوزه های نفتی عربستان تقریباً با تولید حوزه های نفتی ایران برابر شد. در سال 1951، صنعت نفت ایران ملی شد و در نتیجه تولید نفت خام در سال بعد به کمتر از دو میلیون تن کاهش یافت و بدین ترتیب عربستان سعودی و کویت به عنوان دو تولید کندة اصلی خاورمیانه در صدر قرار گرفتند. طی دهة 1955 تا 1965، کویت بزرگترین تولید کنندة نفت شد و پس از آن، عربستان و ایران در رده های بعدی قرار گرفتند. افزایش وسیع تولید نفت در ایران از سال 1954 به بعد، پس از رفع مناقشه بین شرکتهای نفتی و حکومت ایران، آغاز شد. طی سالهای آخر دهة 1960، میزان تولید در کشورهای ایران و عربستان سعودی از میزان تولید نفت کویت فراتر رفت و این دو کشور برای کسب مقام اول در تولید به رقابت برخاستند. اما موفقیت حقیقی در دهة 1960 به 150 میلیون تن در سال 1969 جهش داشت، در همین سال بود که لیبی پس از عربستان سعودی در مرتبة دوم تولید قرار گرفت. از آن زمان، تولید نفت لیبی رو به کاهش گذاشته است. با آغاز دهة 1970، ایران و عربستان سعودی هم اکنون براحتی در رأس جدول تولید و بعد از آنها با فاصلة زیادی کویت و لیبی قرار دارند. (جدول ) . ایران، عربستان سعودی، کویت، لیبی و عراق حدود چهار پنجم از کل میزان نفت خاور میانه را تولید می کنند، واقعیتی که بروشنی بر پایین بودن سطح تولید در سایر کشورها منطقه تأکید دارد.

امتیازات نفتی
در دورة قبل از جنگ جهانی دوم، کشورهای تولید کنندة نفت در اطراف خلیج فارس ، امتیازات انحصاری کشف و توسعة منابع نفتی خود را به شرکتهای نفتی غرب واگذار می کردند. این امتیازات بیشتر کشورهای مربوط یا همة آنها را شامل می شد. در این زمان، هشت شرکت اصلی که تحت نظارت سهام آمریکا، بریتانیا، هلند و فرانسه قرار داشت، همة محصول نفت منطقه را تولید می کرد. این شرکتها عبارتند بودند از : استاندارد اویل (نیوجرسی) (NEW Jersy) OilStandard ، استاندارد اویل (کالیفورنیا) ،  (California) Standar Oil ، موبیل اویل، (Mobil Oil) ، تگزاکو (Texaco) ، گالف اویل (Gulf Oil)، بریتیش پترولیوم (British Petrolouim) ، رویال داچ / شل (Royal Dutch / Shell) و شرکت نفت فرانسه (Compagnie Francaise des Petroles) . اگر چه از آن زمان تاکنون ، این وضع مشخصاً تغییر کرده است، اما حتی در اواخر دهة 1960 همین هشت شرکت بیشتر از 90 درصد از تولید نفت منطقه را در انحصار خود داشتند.

اولین امتیاز مهم خاورمیانه، امتیاز نفت ایران بود که در سال 1901 به یک مقاطعه کار انگلیسی به نام «ویلیام ناکس دارسی» واگذار شد. در سال 1909، این امتیاز به «شرکت نفت ایران – انگلیس» تعلق گرفت. این شرکت از همة نقاط کشور بجز پنج استان شمالی می توانست نفت استخراج کند. از سال 1954، پس از ملی شدن صنعت نفت ایران در سال 1951، تولید نفت توسط یک کنسرسیوم بین المللی صورت می گیرد (می گرفت). این کنسرسیوم از چهارده عضو شامل هشت شرکت اصلی که قبلاً نام برده شد و نیز چند شرکت دیگر به وجود آمده است. در تواقفی که بین حکومت ایران و شرکتهای نفتی حاصل شد، وسعت منطقة مورد بهره برداری به 259000 کیلومتر مربع کاهش یافت. قرار شد که این توافق به مدت 25 سال تا سال 1979 ادامه داشته باشد و همچنین کنسرسیوم در صورت تمایل بتواند قرارداد را سه بار و هر بار به مدت پنج سال، تحت همان شرایط قبلی تمدید کند.

در عراق، اولین امتیاز در سال 1925، به یک کنسرسیوم بین المللی داده شد، این اولین کنسرسیومی بود که فعالیت خود را در خاورمیانه آغاز می کرد. این کنسرسیوم به نام «شرکت نفت عراق» معروف بود و تحت نظارت بریتیش پترولیوم، شل، شرکت نفت فرانسه و «شرکت توسعة خاور نزدیک» (استاندارد اویل نیوجرسی و موبیل اویل) قرارداشت. امتیاز نفتی عراق پس از چند بار تمدید، سراسر کشور را بجز نوار باریکی در شرق عراق در نزدیکی مرز ایران، در بر می گرفت. در سال 1961 ، حکومت عراق بیشتر از 99 درصد از قلمرو امتیاز اصلی را با اقدامی یکطرفه در اختیار خود گرفت و بدین ترتیب تنها آن مناطقی که عملاً تولید نفتی داشت، در دست شرکت نفت عراق باقی ماند. اختلافی که در اثر این اقدام بین حکومت عراق و شرکت نفتی بروز کرده بود، تا قبل از ملی شدن دارای شرکت در سال 1972، برطرف نشد.  

دو تولید کنندة عمدة دیگر منطقه یعنی کویت و عربستان سعودی هر دو، در سالهای دهة 1930 امتیازاتی واگذار کردند. امتیاز نفتی کویت سراسر کشور را در بر می گرفت و در سال 1934 به شرکت نفت کویت واگذار شد که مشترکاً به گالف اویل و بریتیش پترولیوم تعلق داشت.در عربستان سعودی، امتیاز اصلی نفت در سال 1933 به شرکت استاندارد اویل کالیفرنیا واگذار شد و بعدها شرکت نفت عربستان – آمریکا (آرامکو) جای آن را گرفت که تحت نظارت چهار شرکت اصلی قرار داشت. در این حالت، منطقة واگذاری شامل نواحی وسیعی در بخشهای مرکزی و شرقی کشور می شد. از آن زمان تاکنون از بخشهایی از این منطقه صرف نظر شده است.

از جنگ جهانی دوم، امتیازات اعطا شده برای کشورهای امتیاز دهنده بسیار سودآورتر شده است. این مسأله بخصوص در مورد لیبی صدق می کند که اول بار در سال 1961، تولید نفت خود را آغاز کرد. در این کشور برنامة اکتشاف و توسعه به گونه ای بسیار متفاوت از کشورهای تولید کنندة با سابقه تر، عملی شد. پس از وضع قانون نفت در سال 1955، از شرکتهای نفتی دعوت شد که در مزایده شرکت کنند. در آغاز، به منظور ترغیب شرکتهای بین المللی برای شرکت در این مزایده شرکت کنند. پس از وضع قانون نفت در سال 1955، از شرکتهای نفتی دعوت شد که در مزایده شرکت کنند. در آغاز، به منظور ترغیب شرکتهای بین المللی برای شرکت در این مزایده انگیزه های جاذبی عرضه شد. مناطق واگذاری، وسیع بود و مساحتی حدود 30000 تا 100000 کیلومتر مربع را شامل می شد و علاوه بر وجود برخی عوامل جذب کنندة دیگر به شرکتهای خارجی اجازه داده می شد که تقریباً 25 درصد از منابع را بابت استهلاک سرمایه برداشت کنند.در نتیجه بسیاری از شرکتهایی که حافظ منابع آمریکا، بریتانیا، فرانسه و ایتالیا بودند، به کار اکتشاف نفت پرداختند. حکومت لیبی به محض این که دریافت برای تولید نفت از منابع بالقوة عظیمی برخوردار است، خواهان منافع بیشتری شد. در سال 1960، امتیاز استهلاک سرمایه ملغی ده ساله بین یک چهارم و یک سوم وسعت اصلی کاهش دهند. در سال 1962، یعنی دو سال پس از تشکیل سازمان کشورهای صادر کنندة نفت (اپک)، لیبی به این سازمان پیوست و تشویق شد که سیستم مالیاتی نفت خود را بر پایة سیستمهای مشابه مالیاتی در دیگر کشورهای عضو سازمان، بنا نهد. بر شرکتهایی که از حق امتیاز قدیمی تری برخوردار بودند، فشارهایی وارد شد و سرانجام این شرکتها مجبور شدند که به پیشنهادهای جدید تن در دهند. به رغم این شرایط سخت تر، به علت ویژگی محلی نفت لیبی در مقایسه با دیگر تولیدات نفت خام کشورهای خاورمیانه، پایینی غلظت، کم بودن مقدار گوگرد نفت، و این واقعیت که حتی شرایط واگذاری امتیازات جدید هنوز هم به سختی شرایط مورد ادعای کشورهای منطقة خلیج فارس نبود، درخواست اخذ امتیازات از سوی شرکتها همچنین به قوت خود باقی ماند.


حوزه های نفتی
در خاورمیانه، پراکندگی منابع نفتی شدیداً تحت تأثیر عوامل زمین شناختی بوده است. تقریباً همة منابع نفتی اولیه در حوضه ها رسوبی عمیق در امتداد کناره های سلسله جبال زاگرس و خلیج فارس کشف شد. برای مدتهای طولانی چنین تصور   می شد که در خارج از این منطقه، نفت در مقیاس تجاری کشف نخواهد شد. اما فعالیتهای جدیدتر روشن کرده است که لایه های رسوبی ضخیم و حاوی ذخایر نفتی در سایر بخشهای خاورمیانه و شمال آفریقا مثل لیبی نیز یافت می شود. بنابراین در صورتی که مطالعات زمین شناختی در منطقه به دقت انجام شده باشد، بسیار احتمال دارد که منابع عمدة نفتی دیگری در سایر نقاط کشف شود. در عین حال چندان تردیدی نیست که هیچ یک از این اکتشافات نمی توانند با حوزه های عظیم نفتی که تاکنون در منطقة خلیج فارس مورد بهره برداری قرار گرفته اند، رقابت کنند.

لیبی
اولین کشف نفت در مقیاس تجاری توسط اسو – استاندارد در سال 1958 در عطشان واقع در فزان صورت گرفت . از آن زمان، چند حوزة نفتی جدید کشف شده است، اما تقریباً همة این حوزه ها در داخل کشور و بسیار دور از منابع اصلی قرار دارند. حوزة نفتی زلطن که در سال 1959 کشف شد، تاکنون بزرگترین و یگانه حوزة تولید کننده بوده است. این حوزه در سال 1961، از طریق خط لوله به یک پایانة نفتی در قصر البریقه مربوط شد و از آن زمان به وسیلة یک سیستم تغذیه کننده با حوزه های مجاور ارتباط یافته است. مقادیر زیادی گاز طبیعی نیز در این حوزه کشف شد. یک کارخانة تولید گاز مایع هم اکنون در قصر البریقه تأسیس شده است. (1968) و یک خط لولة گاز آن را تغذیه می کند. صدور گاز در سال 1969 آغاز شد و انتظار می رفت که دو سوم از محصول برنامه ریزی شده به ایتالیا و بقیة آن به اسپانیا صادر شود.

در شرق زلطن حوزة بزرگ انتصار وجود دارد که صدور نفت آن از سال 1968، کمتر از یک سال پس از نخستین اکتشاف، آغاز شد. نفت خام این حوزه یک خط لولة عظیم به یک پایانة نفتی جدید در زویتینه مجاور در سمه و واحه ارتباط پیدا کند. تولید نفتی حوزة امل از طریق خط لوله به یک پایانه در رأس لانوف منتقل می شود، حال آن که محصول حوزة بسیار دور افتادة سریر از طریق لوله به پایانه قصر الحریقه در نزدیکی طبرق تخلیه می شود.

در شرق لیبی چند حوزة کوچکتر کشف شده است، اما به دلیل دوری و فقدار شبکة خط لوله، توسعة تجاری آنها میسر نشده است. برنامه هایی مورد نظر است که در آینده در زواره یک پایانة جدید احداث شود. امروزه برای جستجوی نفت در منطقة دور از ساحل دریای مدیترانه، توجه نسبتاً زیادی مبذول می شود.

لیبی با چند کارخانة کوچک که روی هم رفته ظرفیت آنها فقط یک میلیون تن          می شود، ظرفیت پالایشی اندکی دارد. بزرگترین این پالایشگاهها در قصر البریقه مشغول به کار است. احداث سه پالایشگاه جدید دیگر، یکی در سرت و یکی دیگر در نزدیکی طرابلس غرب برنامه ریزی می شود. توسعة نوعی صنعت پتروشیمی بر پایة منابع گاز نیز تحت بررسی است.

در اواخر سال 1969، حکومت شاه ادریس سرنگون شد و یک حکومت جدید جمهوری روی کار آمد. بین این حکومت و شرکتهای نفتی مشکلایت بروز کرد و در نتیجه تولید به طور مشخص افت کرد. در سال 1970، یک شرکت جدید دولتی یعنی «شرکت ملی نفت لیبی» تشکیل شد و در سال 1972، منابع نفت خارجی در داخل کشور ملی اعلام شد.

مصر
حفر چاه برای نفت در مصر در اواخر قرن نوزدهم در جمسه واقع در سمت غربی خلیج سوئز آغاز شد و در سال 1908 بود که یک چاه نفت شروع به تولید کرد.حوزة دوم در همان نزدیکی در سال 1913 و متعاقب آن پس از پایان جنگ جهانی اول، چند حوزة کوچک دیگر کشف شد. کشف نفت در شبه جزیرة سینا در سال 1946 در سودر اتفاق افتاد.

صنعت نفت مصر در سال 1956 ملی شد  و پس از آن بسرعت پیشرفت کرد. اولین حوزة دور از ساحل در خلیج سوئز ، در سال 1961 در بلایم مارین و پس از آن در نیمة دهة 1960، یک رشته منابع نفتی در منطقه کویری غربی واقع در العلمین، ام برکه و بیرابوغرادیق کشف شد. امکانات تجاری این حوزه ها هنوز به طور کامل ارزیابی نشده است. پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1967، مصر به دلیل اشغال شبه جزیرة سینا از سوی اسرائیل، از تولید نفت خام حوزه های این منطقه محروم شد. این خسارات با توسعة حوزة نفتی دور از ساحل ال مورگان واقع در خلیج سوئزجبران شده است.

پالایشگاههای عمدة مصر در اسکندریه و سوئز واقع شده اند. پالایشگاه سوئز بزرگترین بود، اما پس از جنگ ژوئن سال 1967 ، مصر به دلیل اشغال شبه جزیرة سینا از سوی اسرائیل، از تولید نفت خام حوزه های این منطقه محروم شد. این خسارات با توسعة حوزة نفتی دور از ساحل ال مورگان واقع در خلیج سوئز جبران شده است.

پالایشگاههای عمدة مصر در اسکندریه و سوئز واقع شده اند. پالایشگاه سوئز بزرگترین بود، اما پس از جنگ ژوئن سال 1967 در اثر بمباران اسرائیل به شدت آسیب دید. پس از آن بخشهایی از این کارخانه به موستورود واقع در نزدیکی قاهره منتقل شده است. امید است که در آینده یک سیستم خط لولة نفت خام، در زیر دریای مدیترانه،  از خلیج سوئز به دریای مدیترانه در اسکندریه کشیده شود و یک پالایشگاه جدید در حال اتمام است. (1973)

عراق
نام رسمی : جمهوری دموکراتیک خلق عراق

نام بین المللی : ایراک IRAQ

نام محلی : الجمهوریه العراقیه الدیمقراطیه الشعبیه

اسامی قدیمی : عراق عرب، عراقان، عراقین؛ سواد؛ سورستان

عراق با 438446 کیلومتر مربع وسعت (پنجاه و دومین کشور جهان) در نیمکره شمالی، نیمکره شرقی ، در جنوب غربی قاره آسیا، در منطقه خاورمیانه ، بر کناره شمال غربی خلیج فارس و در همسایگی کشورهای ایران در شرق، ترکیه در شمال، سوریه و اردن در غرب و عربستان سعودی و کویت در جنوب واقع شده است.

عراق کشوری نسبتاً کم ارتفاع بوده و کوههای آن تماماً در نواحی شمالی و شمال غربی آن (هم مرز با ایران و ترکیه) واقع شده اند، جلگه ها قسمت اعظم کشور را پوشانده (از جمله جلگه وسیع بین النهرین) و بیابانها عمدتاً در نواحی غربی و جنوب غربی آن واقع شده اند. از رودهای آن میتوان فرات، دجله، زاب کوچک، زاب بزرگ و دیاله را نام برد.

آب و هوای عراق در نواحی شمالی معتدل کوهستانی، در نواحی مرکزی گرم و مرطوب و در نواحی غربی گرم و خشک است. بلندترین نقطه آن 3.607 متر ارتفاع داشته و رودهای رات (2.696 کیلومتر) و دجله (1851 کیلومتر) طویلترین رودهای آن می باشند.

نفت در سال 1927، توسط (شرکت نفت ترکیه) در کرکوک کشف شد.  دو سال بعد، نام شرکت اصلی به شرکت نفت عراق تغییر کرد. این شرکت بعداً امتیازات دیگری در غرب رود دجله و در جنوب عراق به دست آورد و به ترتیب (شرکت نفت موصل) و(شرکت نفت بصره) را تأسیس کرد که منابع این مناطق را توسعه دهد. بهره برداری از حوزة عین زاله متعلق به شرکت نفت موصل در سال 1952 و استفاده از حوزة زبیر متعلق به شرکت نفت بصره در سال 1951  آغاز شد. متعاقب آن، حوزه های جدیدی در بطمه واقع در شمال و رمیله واقع در جنوب به مرحلة تولید رسیده اند. حوزة رمیله از سال 1969 توسط (شرکت ملی نفت عراق) و با همکاری فنی روسها توسعه یافته است.

تولید حوزة نفتی کرکوک که هنوز واحد تولیدی عمدة صنعت نفت عراق به شمار     می رود؛ به دلیل دور افتادگی از سایر منابع ممکن نشد تا این که خط لوله نفتی به ساحل مدیترانه در حیفا و طرابلس احداث شد. با تأسیس کشور اسرائیل و بسه شدن خط لولة حیفا، یک خط لولة جدید به طرابلس کشیده شد و در سال 1952، احداث یک خط لولة نفتی به بانیاس به پایان رسید. یک خط لولة دیگر نیز در سال 1962، شروع به کار کرد.

نفت حوزه های متعلق به شرکت نفت بصره در آغاز از طریق یک خط لوله به الفا و واقع در خلیج فارس و سپس به پایانه ای در آبهای عمیق خور الائمیه که می تواند کشتیهای نفتکش را با ظرفیت بیش از 100000  تن را بارگیری کند، منتقل می شد. تنها تولید نفت عراق در خارج از حدود احتیارات قانونی (شرکت نفت عراق) ، حوزه نفتخانه بود که از نظر زمین شناختی ادامة حوزه نفت شاه (نفت شهر) در ایران بود.

در سال 1961، حکومت عراق قانونی را تصویب کرد که به موجب آن همة نواحی واگذار شده به شرکتها که از آنها بهره برداری نمی شد، به دولت تعلق گرفت. این قانون 5/99 درصد امتیازات را شامل می شد و طبیعتاً با مقاومتهایی از سوی شرکتهای ذینفع مواجه شد. شرکت ملی نفت عراق که یک شرکت دولتی بود، تأسیس شد و وظیفة اکتشاف نفت در مناطق خلع ید شده را به عهده گرفت. بحث میان این شرکتها و حکومت برای مدتی بیشتر از یک دهه، بدون دستیابی به یک راه حل قطعی برای مشکلات فیمابین، ادامه یافت. سرانجام در سال 1972، حکومت عراق همة منافع نفتی خارجی را در داخل کشور ملی اعلام کرد.

همة پالایشگاههای عراق بجز چند کارخانة کوچک متعلق به شرکت نفت عراق در کرکوک، به وسیلة شرکت ملی اداره شده است. چند واحد تولیدی وجود دارد، اما هم اکنون بزرگترین آنها در دوره واقع در نزدیکی بغداد است.

عربستان سعودی 

نام رسمی : پادشاهی عربستان سعودی

نام بین المللی : سائودی (سئودی ) اربیا SAUDI ARABIA

نام محلی : المملکه العربیه السعودیه

اسامی دیگر : جزیره العرب

عربستان با 2.149.690 کیلومتر مربع وسعت (دوازدهمین کشور جهان) در نیمکره شمالی، نیمکره شرقی، در جنوب غربی آسیا، در منطقه خاورمیانه، در میان خلیج فارس و دریای سرخ، در شبه جزیره عربستان و در همسایگی کشورهای کویت، عراق؛ اردن در شمال، یمن و یمن جنوبی در جنوب، امارات متحده عربی و قطر در شمال شرقی و عمان در شرق واقع شده است.

این کشور حدود 4.5 شبه جزیره عربستان را در بر گرفته و بر روی هم سرزمینی پوشیده از فلاتها و بیابانهای وسیع است. کوههای آن عمدتاً در نواحی غربی آن به موازات دریای سرخ کشیده شده و مهمترینشان عبارتند از : سلسله کوههای سراه جبل شمر، جبل الطبیق. از جمله صحراهای آن میتوان نفوذ و ربع الخالی را نام برد و قسمتی از صحرای سوریه (بادیه الشام) نیز در شمال این کشور قرار دارد. رودهای آن تماماً فصلی و یا اتفاقی میباشند. آب و هوای آن در نواحی ساحلی گرم و مرطوب و در سایر نواحی گرم و خشک و کم باران است. بلندترین نقطه آن حدود 3.133 متر ارتفاع دارد. 

در عربستان سعودی ، نفت در سال 1938 در الدمام کشف شد. جنگ جهانی مانع توسعة این منبع شد، اما از نیمة دهة 1940 به بعد، یک رشته منابع دیگر کشف شد. تولید نفت خام عربستان سعودی توسط شرکت نفت عربستان – آمریکا (آرامکو) صورت می گیرد که در اصل مشترکاً تحت مالکیت استاندارد اویل کالیفورنیا (30 درصد) ، استاندارد اویل نیوجرسی (30 درصد) ، تگزاکو( 30 درصد) و موبیل (10 درصد) قرار دارد. در سال 1971، نفت خام از 9 حوزة ساحلی یعنی ابقیق، ابوحدریه ، بری، دمام ، فاضلی ، غوار ، خزیز، خورسانیه و القطیف و چهارده حوزة دور از ساحل یعنی ابوصفه، منیه، مرجان و سفانیه به پایانة بزرگ نفتی در رأس تنوره منتقل می شود، اما مقداری هم از طریق خط لولة زیردریایی به بحرین حمل و در آنجا تصفیه می شود. بخش دیگری از تولید نفت از طریق (خط لولة سراسری عربستان) به ساحل مدیترانه در صیدا منتقل می شود.

بزرگترین پالایشگاه عربستان سعودی با ظرفیت 18 میلیون تن در سال، در رأس توره واقع شده است و در مالکیت آرامکو قرار دارد. یک پالایشگاه بسیار کوچکتر هم توسط پترومین – شرکت نفت ملی عربستان – مشغول به کار است و برنامه ریزی می شود که پالایشگاه دیگری هم در ریاض احداث شود. پترومین بازار داخلی تولیدات نفتی را در دست دارد و علاوه بر این از منافع تولید کود نیز سهم می برد. اخیراً اکتشاف در مناطق خارج از قلمرو واگذار شده به آرامکو، مشترکاً با شرکتهای خارجی صورت می گیرد،  اما هنوز هیچ گونه اکتشاف تجاری انجام نشده است. فعالیتهای اخیر واقع در امتداد ساحل دریای سرخ در عربستان سعودی، مبین آن است که احتمالاً در این منطقه هم منابع نفت وجود دارد. مهمترین صنایع کشور عبارتند از، تصفیه نفت، الکتریکی، فلزکاری، سیمان، آهن و پولاد و کود شیمیایی، دام، خرما، گندم، جو؛ قهوه و سبزیجات مهمترین محصولات کشاورزی و دامپروری آن کشور را تشکیل داده و سرانه زمین مزروعی برای هر نفر بالغ بر08/0 هکتار میباشد. تولید سالانه گوشت گاو 12.000 تن، گوشت گوسفند 35.000 تن و صید ماهی 30.000 تن می باشد. تولید سالانه نیروی الکتریسته نیز معادل 99/1 میلیارد کیلووات ساعت است.

معادن مهم عربستان عبارتند از نفت (دومین تولید کننده جهان) و گاز طبیعی، طلا، نقره، آهن، مس، نمک، منگنیز، سولفور، سرب و سنگ گچ، ذخایر زیرزمینی نفت این کشور بالغ بر 4/163 میلیارد بشکه میباشد.

میزان تولید ناخالص ملی در سال 1980 حدود 116 میلیارد دلار بوده (درآمد سرانه 11.500 دلار) که 62% آن از صنایع و ذخایر زیرزمینی (80% نفت) و 4% از کشاورزی بدست میآید.

کویت
گرچه نفت در سال 1938 در کویت کشف شد، اما تا سال 1946 صادرات نفت خام آغاز نشد. اولین بار نفت در برقات کشف شد که هنوز بزرگترین حوزة تولیدی محسوب می شود. پس از آن چند حوزة اصلی دیگر توسعه یافته است که بزرگترین آنها در روضتین، احمدی – مقوا و مناقیش واقع شده اند. اکتشافات جدید قابل ملاحظه ای در سالهای اخیر انجام نشده است. اشکالات نفت خام کویت عبارت است از بالا بودن مزان گوگرد و بالا بودن وزن مخصوص که در نتیجه در مقایسه با انواع دیگر نفت خام که سبکتر و محتوای گوگرد آنها کمتر است، در بازارهای اروپای غربی و ژاپن خریداران کمتری دارد. پایین  بودن میزان هزینه های تولید نفت در کویت، تا اندازه ای نامرغوب بودن آن را جبران می کند.

نفت خام کویت از پایانة میناء الاحمدی صادر می شود که جزیره ای است مصنوعی در فاصلة 15 کیلومتری ساحل و می تواند نفتکشهایی را به ظرفیت 300000 تن بارگیری کند. کویت یکی از کشورهایی بود که از مسدود شدن کانال سوئز در سال 1967، بسختی آسیب دید، خاصه از آن رو که در همان زمان روز بروز بر تقاضای نفت محتوی گوگرد کم، افزوده می شد. «شرکت نفت کویت»پالایشگاه بزرگ در میناء الاحندی دارد که سالانه 12 میلیون تن نفت را تصفیه می کند. یک کارخانة بزرگ جداسازی گوگرد نیز در آنجا مشغول به کار است. پالایشگاههای دیگر در شعیبه، در 50 کیلومتری جنوب شهر کویت، که «شرکت ملی نفت کویت» آن را اداره می کند ( با ظرفیت 65/4 میلیون تن در سال) و در میناء العبدالله ( با ظرفیت 5 میلیون تن در سال) واقع شده است. مواد شیمیایی حاصل از نفت توسط «شرکت کود شیمیایی کویت» تولید می شود که مالکیت آن در اختیار کویت و سهامداران خارجی است.

شرکت ملی نفت کویت که یک شرکت دولتی است، هم اکنون مشترکاً با سهامداران اسپانیایی به اکتشاف منابع نفتی در مناطقی که شرکت نفت کویت از آنها صرف نظر کرده است، مشغول است، اما تا به حال موفقیتی نداشته است.

منطقه بیطرف بین عربستان سعودی و کویت

در منطقة بیطرف که در سال 1922 تعیین شد، عربستان سعودی و کویت در زمینة تولید نفت تا همین اواخر حقوق تفکیک نشده و برابر داشتند. در  این منطقه ، نفت نخستین بار در سال 1953، پس از واگذاری امتیازات اکتشاف نفت در سالهای 1948 تا 1949، در حوزة نفتی و فره کشف شد. بهره برداری نفت از این حوزه در حال حاضر رو به کاهش است. از آن زمان تاکنون حوزه های جدیدی در فوارس کشف شده است که از سال 1964 نفت آنها بهره برداری می شود و همچنین حوزه هایی در ام قدیر کشف شده است که ادامة یکی از حوزه های کویت است. بیشتر نفت این منطقه حاوی میزان زیادی گوگرد است. در سال 1960 ، شرکت نفت عربستان که عمدتاً در مالکیت ژاپنهاست، یک حوزة نفتی مهم دور از ساحل کشف کرد. چند اکتشاف کوچک دیگر نیز صورت گرفته است.

بخش عمدة صادرات نفت خام و فره از طریق پایانة میناء العبدالله در کویت انجام     می شد. بعدها پایانة دیگری در مینا سعود در داخل منطقة بیطرف ساخته شد. تولید حوزة دور از ساحل خفجی به وسیلة خط لوله به یک پایانة در رأس الخفجی منتقل می شود و از آن جا به اروپای غربی بارگیری می شود. در منطقة بیطرف دو پالایشگاه وجود دارد اولی در میناسعود است که توسط «شرکت جتی اویل» اداره     می شود و دومی در میناخفجی است که به شرکت نفت عربستان تعلق دارد.

کشورهای خلیج (فارس)
در جهت انتهای جنوبی خلیج (فارس)، چند کشور کوچک وجود دارند که مقادیر قابل ملاحظه ای نفت تولید می کنند. شمالی ترین این کشورها بحرین است، کشوری که کشف نفت در آن به سال 1932 ، مقدمه ای برای جستجو و اکتشافات وسیعی در کشورهای همسایه شد. حوزة ساحلی عوالی توسط «شرکت نفت بحرین» اداره           می شود. یک حوزة دور از ساحل یعنی ابوصفه نیز در منطقه ای وجود دارد که عربستان سعودی و بحرین به طور متساوی در آن سهیم هستند. اما اهمیت واقعی بحرین از آنجا ناشی می شود که این کشور بیشتر یک مرکز پالایش است تا یک تولید کنندة نفت خام. پالایشگاه عوالی 12 میلیون تن در سال ظرفیت دارد و همة تولید داخلی کشور و نیز نفت خامی را که از رأس تنوره در عربستان سعودی به وسیلة خط لوله به بحرین منتقل می شود، تصفیه می کند.

گرچه در قطر نفت در سال 1939 کشف شد، اما به دلیل جنگ جهانی دوم تا سال 1949، توسعه نیافت. یگانه حوزة نفتی ساحلی قطر در دو کان، در منتهی الیه سمت غربی شبه جزیره واقع است و توسط «شرکت نفت قطر» اداره می شود. نفت خام این منطقه از طریق خط لوله به یک پایانة نفتی در ام سعید واقع در ساحل شرقی منتقل می شود. در اوایل دهة 1960،  دو حوزة نفتی بزرگ از سال یعنی ایدالشرقی و میدان مزم توسط شعبة شل در قطر کشف شد. نفت این حوزه از طریق خط لوله به یک پایانه در جزیرة هالول منتقل می شود. چند شرکت از جمله شرکتهای ژاپنی و آمریکایی، هم اکنون در مناطقی به امر اکتشاف مشغولند که امتیازات قبلی واگذار شده به شل و شرکت نفت قطر آنها را در برنمی گرفت، اما هنوز از کشف منابع نفتی تجاری در این نواحی گزارش نرسیده است. 

در پی فعالیتهای وسیع اکتشافی در مناطق ساحلی و دور از ساحل در دهة 1950، ابوظبی در دهة 1960 به صورت یک تولید کنندة عمده در آمد. حوزة ساحلی مورین در سال 1960  کشف شد. تولید نفت خام در سال 1963 آغاز و به وسیلة خط لوله به پایانه ای در جبل ظنه منتقل شد. منبع دیگری تاکنون به شبکة توزیع پیوسته است، حال آن که شبکة کوچکتر سوم در ابوجدو باید توسعه یابد. همة این حوزه ها را «شرکت نفتی ابوظبی» اداره می کند. در جستجو برای یافتن نفت در مناطق دور از ساحل، «برتیش پترولیوم»و «شرکت نفت فرانسه» با یکدیگر مشترکاً شرکت «مناطق دریایی ابوظبی» را ایجاد کردند. این شرکت که کار خود را از یک پایگاه در جزیرة داس آغاز کرد، در سال 1958 در ام شیف به نفت برخورد. سریعاً خط لوله ای به جزیرة داس کشیده شد، جایی که در آن یک پایانه بارگیری احداث و تولید نفت آن در سال 19622 آغاز شد. از آن زمان تا کنون، دو حوزة دیگر دور از ساحل درزکوم – که از سال 1967 شروع به تولید کرد – و در ال بندق کشف شد.

تولید نفت خام دوبی در سال 1969 از حوزة دور از ساحل فاتح آغاز شد. تولید این حوزه را «شرکت نفت دوبی» برعهده دارد که در مالکیت گروهی از شرکتهای بین المللی به سرپرستی «کانتیننتال اویل»  است. به رغم فعالیتهای اکتشافی که از زمان اعطای اولین امتیاز در سال 1937، صورت گرفته است، اما هنوز هیچ حوزه ای در مناطق ساحلی مورد بهره برداری قرار نگرفته است.

در عمان به سال 1937، به یکی از شرکتهای وابسته به شرکت نفت عراق امتیازی واگذار شد تا امر اکتشاف را آغاز کند. حفاری در دهة 1950، شروع شد؛ اما پس از اولین برخورد با چاههای خشک، شرکای شرکت نفت عراق بجز شرکت شل و «گلبنکین»  تصمیم  گرفتند که در سال 1960، از شرکت کناره گیری کنند. این دو سهامدار که بعدها شرکت نفت فرانسه به آنان پیوست، کار اکتشاف را ادامه دادند و در سال 1960 با کشف نفت در منطقة نطیح/ فهود به سمت غرب جبل الاخضر، فعالیت آنان به نتیجه نرسید. در مینا الفهل پایانه ای ساخته شد و پس از احداث یک خط لوله، صدور نفت خام در سال 1967 آغاز شد. در سال 1969، تولید حوزة یبل نیز شروع شد و در همین حال در سال 1970، کشف یک حوزة جدید و مهم در الهویزه اعلام شد.

ترکیه
در ترکیه، امتیازات اکتشاف نفت اولین بار در اواخر قرن نوزدهم واگذار شد، اما پس از وضع قانون نفت در سال 1926، کاشفان خارجی بدشت از کار اکتشاف و توسعه منع شدند. در نتیجه، یک مؤسسة دولتی، امور اکتشاف نفت را به عهده گرفت تا این که قانون نفت در سال 1954 اصلاح شد. اولین بار نفت در سال 1940 در رمان داغ واقع در جنوب شرقی ترکیه کشف شد و تقریباً همة اکتشافات بعدی در همین منطقه صورت گرفته است. متأسفانه نفت ترکیه مواد سنگین متنوعی در خود دارد و میزان گوگرد آن بالاست. تنها استثنای مهم وجود منابعی در بولگازداغ در نزدیکی مرسین و در کاحتا در نزدیکی رود فرات است.

شرکت دولتی تپائو، شل و موبیل تولید کنندگان اصلی محسوب می شدند. تولید همة این شرکتها هنوز کمتر از نصف مصرف داخلی است. اکتشاف ادامه دارد، ولی وضعیت پیچیدة زمین شناسی در مناطق چین خوردة کوهستانی که بخش عمده ای از کشور را پوشانده اند، کار را بی اندازه سخت می کند. در حال حاضر، به مسألة امکان استخراج نفت از دریای سیاه و مناطق ساحلی اژه توجه خاصی مبذول         می شود.

هم اکنون دو پالایشگاه بزرگ مشغول به کار است. در مرسین واقع در ساحل جنوبی تأسیساتی با ظرفیت 5 میلیون تن در سال و در عین حال در ایزمیت در نزدیکی استانبول پالایشگاهی با ظرفیت 5.5 میلیون تن در سال 7 میلیون تن در سال وجود دارد که به شرکت دولتی تپائو تعلق دارد و نیز یک پالایشگاه جدید به ظرفیت تقریبی 3.3 میلیون تن در سال در ازمیر در حال احداث است. علاوه بر این، برنامه هایی در دست تهیه است که پالایشگاه دیگری در طرابزون واقع در ساحل دریای سیاه ساخته شود.

سوریه
نفت نخستین بار هرچند فقط به مقدار کم، توسط یک شرکت مستقل سوری – آمریکایی در سال 1956 در قره چاک کشف شد. در سال 1959 در السویدیه، نفت توسط یک شرکت آلمانی به نام «دویچه اردایل» کشف شد، اما هیچ امتیازی برای توسعة این منابع به شرکت واگذار نشد. متعاقباً این امتیازات لغو شد و «آژانس دولتی جنرال پترولیوم»  با همکای فنی روسها حوزه های نفتی را توسعه داد. اخیراً روسها حوزه های  نفتی واقع در حنزان و رومیدان را توسعه داده اند. نفت خام از طریق خط لوله به ساحل طرطوس منتقل می شود. مقداری از این نفت به سوی پالایشگاه کوچکی در حمص منحرف می شود و بازار داخلی را تأمین می کند. برنامه هایی در دست اقدام است که خط لولة دیگری در امتداد خط فعلی کشیده شود.

نقش اساسی سوریه در صنعت نفت منطقه به مثابه کشور ترانزیت (عبوری) برای نفتی است که از دو کشور عربستان سعودی و عراق از طریق لوله از آن می گذرد. در مورد عراق، هم اکنون بجز مسیر خط لولة سوریه هیچ امکان عملی دیگری وجود ندارد. از سوی دیگر، پس از بروز مشکلات سیاسی سوریه و صدمه یافتن خط لولة سراسری عربستان سعودی، این کشور هم اکنون به امکان آیندة خود برای صدور نفت به طور مستقیم از طریق خلیج (فارس) توجه دارد.

اسرائیل
اسرائیل از سال 1948 برای کشف نفت تلاش زیادی کرده است، ولی تاکنون فعالیتهای آن دولت بی نتیجه بوده است. هم اکنون حوزه های کوچکی در هلز – برور – کوخاف در جهت جنوب شرقی اشدود مشغول تولید شده است و اخیراً منابع گاز در منطقة بحر المیت کشف شده است. پس از اشغال سینا در سال 1967، اسرائیل درصدد برآمد که با بهره برداری از منابع سینا، بر ذخایر نفتی خود بیفزاید. پس از آن، مهندسان اسرائیلی چاههای جدیدی در منطقة سینا حفر کرده اند و کار اکتشاف منابع دور از ساحل در دریای مدیترانه و خلیج عقبه نیز در برنامه گنجانده شده است.

خط لوله ای بندر ایلات واقع در خلیج عقبه را از طریق حوزه های هلز به پالایشگاه حیفا مربوط می کند. این پالایشگاه هم اکنون به طور کامل متعلق به اسرائیل است و توسط اسرائیلیها اداره می شود و ظرفیت آن پنج میلیون تن در سال است. یک خط لولة طولانیتر دیگری هم بین ایلات و اشقلون ساخته شده است که ظرفیت آن حدود 19 میلیون تن در سال است و منظور از احداث آن فراهم کردن امکان دیگری علاوه بر دماغة حیفا، برای صدور نفت خام به اروپای غربی است.

ایران
کشور ایران با 1.648.195 کیلومتر مربع وسعت (شانزدهمین کشور جهان) در نیمکرة شمالی ، نیمکرة شرقی، در قارة آسیا  و در قسمت غربی فلات ایران واقع شده و جزء کشورهای خاورمیانه است. نصف النهار 5  44 شرقی از غربی ترین نقطة ایران (حدود 50 کیلومتری غرب ماکو) و نصف النهار 18  63 شرقی از شرقی ترین نقطة ایران (حدود 85 کیلومتری چابهار) و مدار 47  29 شمال از شمالی ترین نقطة (حدود 80 کیلومتری شمال ماکو) ایران می گذرد.

همسایگان ایران و طول مرزهای مشترک آنها با ایران عبارتند از : اتحاد جماهیر شوروی (2.013 کیلومتر) در شمال، افغانستان (945) و پاکستان (978) در شرق و ترکیه (486) و عراق (1609 کیلومتر) در غرب. طول سواحل ایران در امتداد دریای خزر از رودخانة آستارا تا خلیج حسینقلی 657 کیلومتر، در دریای عمان از خلیج گواتر تا بندر عباس 784 کیلومتر، و در خلیج فارس از بندر عباس تا دهانة اروند نیز 1259 کیلومتر است که در مجموع پیرامون ایران بالغ بر 8.731 کیلومتر می باشد.

در ایران، نخستین بار نفت در مقیاس تجاری آن در سال 1908 در مسجد سلیمان واقع در دامنه های غربی کوههای زاگرس کشف شد. متعاقباً ، خط لوله ای از این حوزه به آبادان کشیده شد، شهری که در آن یک پایانة نفتی و یک پالایشگاه با ظرفیت اولیة 6000 بشکه در روز تأسیس شد. در دهه های 1920 و 1930، فعالیتهای قابل ملاحظه ای برای کشف نفت صورت گرفت و چند حوزة جدید در هفتگل ، گچساران ، نفت سفید، آغاجاری و لالی کشف شد.

طی جنگ جهانی دوم، پس از اشغال ایران از سوی نیروهای متفقین، برای تأمین نیاز روز افزون به نفت خام برای انجام مقاصد نظامی، تولید چند حوزه افزایش یافت. در سال 1944، حوزة آغاجاری از طریق خط لوله به پالایشگاه آبادان مربوط شد، ظرفیت این پالایشگاه بعدها به 500000 بشکه در روز افزایش یافت و در آن زمان به صورت بزرگترین پالایشگاه جهان در آمد. مناطق تولید نفت ایران تا سال 1950 را می توان به سه گروه عمده تقسیم کرد. در شمال حوزة واحدی در نفت شاه (نفت شهر) وجود داشت که به وسیلة خط لوله ای به یک پالایشگاه در کرمانشاه (باختران) منتقل می شد. در منطقة جنوبی تر، حوزه های قدیمیتر خوزستان بود که در اطراف منطقة اصلی مسجد سلیمان متمرکز شده بود و توسط خط لوله ای به آبادان ارتباط می یافت. سرانجام دوحوزة بزرگ گچساران و آغاجاری بود که از طریق خط لوله به پالایشگاه آبادان و به یک پایانة جدید نفتی در بند معشور (ماه شهر) ارتباط می یافت.

در سال 1951، ایران صنعت نفت ملی خود را ملی و «شرکت ملی نفت ایران»  را تأسیس کرد . شرکت نفت ایران – انگلیس بناچار فعالیتها خود را موقتاً متوقف کرد، اما این شرکت با همکاری چند کشور دیگر درصدد برآمد که نف ایران را تحریم کند. ایران که هیچ بازاری برای فروش نفت خود نداشت، مجبور شد که اغلب حوزه های نفتی را تعلطیل کند و در نتیجه تولید آن به میزان یک تا دو میلیون تن در سال کاهش یافت. در سال 1954، بین ایران و کنسرسیومی از شرکتهای بریتانایی، هلندی، آمریکایی و فرانسوی توافقی به وجود آمد که به موجب آن تحریم نفتی از میان رفت و تولید دوباره آغاز شد. بنابر بر موافقتنامة 25 سالة جدید، مناطق واگذاری به کنسرسیوم می بایست به وسعت 259000 کیلومتر مربع از زمینهای جنوب غربی ایران محدود شد و حقوق نفتی بقیة مناطق کشور به شرکت ملی نفت ایران تعلق گیرد. تولید نفت به سرعت افزایش یافت  و تا سال 1957، از میزان کل 30 میلیون تن در سال 1950 بیشتر شد. در سال 1956، شرکت ملی نفت ایران به کشف نفت در فلات مرکزی ایران در قم که از مراکزی عمدة قبلی تولید کاملاً دور بود، موفق شد، اما متأسفانه محقق شد که توسعة حوزه دشوار است. با کشف نفت در نزدیکی اهواز در سال 1958، کنسرسیوم به موفقیت بزرگتری دست یافت. این حوزه بسرعت توسعه یافت و نفت آن که به یک خط لولة بزرگ و جدید راه می یافت، برای جبران تولید رو به کاهش حوزه های قدیمیتر مسجد سلیمان، نفت سفید و لالی مؤثر واقع شد. در اوایل دهة 1960، چندین حوزة جدید دیگر از جمله چند حوزة دور از ساحل در زیر خلیج فارس توسط کنسرسیوم کشف شد. 

با افزایش مداوم تولید نفت کنسرسیوم، معلوم شد که پایانة نفتی بندر ماه شهر بسیار کوچک است و در نتیجه یک محل جدید برای بارگیری نفت خام در جزیرة خارک واقع در خلیج فارس ساخته شد. جزیرة خارک از طریق خط لوله به حوزه های آغاجاری و گچساران و سایر شبکه های خط لوله مربوط می شد. زمانی که مجموعة جزیرة خارک تکمیل شد، خارک برای کنسرسیوم به صورت یگانه بندر صدور نفت خام درآمد و بندر ماه شهر تنها به صورت بندری برای انتقال محصولات نفتی تصفیه شدة پالایشگاه آبادان تغییر یافت. 

از اواخر دهة 1950، شرکت ملی نفت ایران شرکتهای نفت خارج از کنسرسیوم را به امر اکتشاف نفت تشویق کرده است. در نتیجة چنین فعالیتی، بیش از شش حوزه نفتی در مناطق دور از ساحل در زیر خلیج (فارس) کشف شده است که برخی از آنها ظاهراً از توانایی بالقوة خوبی برای توسعه در آینده برخوردارند. به منظور تدارک بازاری برای این حوزه های جدید، پایانه ای در جزیرة لاوان احداث شد که در سال 1968 شاه آن را افتتاح کرد.

یک مشکل بزرگ ایران در رابطه با کشف نفت، اتلاف گاز طبیعی بوده است. در اواخر سال 1960، حدود هفت درصد از گاز طبیعی مصرف می شد و بقیة آن بیهوده       می سوخت. در سال 1966، با قراردادی که بین ایران و شوروی منعقد شد، گام بزرگی در این راه برداشته شد. به موجب بخشی از این قرارداد، ایران می بایست از طریق خط لوله ای که از خوزستان به آستارا کشیده می شد و شوروی بخشی از هزینة آن را می پرداخت، مقدار 6200 میلیون متر مکعبت گاز طبیعی به این کشور بدهد. اتحاد شوروی به نوبة خود موافقت کرد که در اصفهان یک کارخانة ذوب آهن احداث کند و در مقابل هزینة آن، گاز طبیعی دریافت کند. این خط لوله که در سال 1970 تکمیل شد، با رساندن گاز از طریق شاه لوله های کوچک تغذیه کننده به شهرهای میان راه ، برای ایران نیز سودمند بود.

همراه با افزایش تقاضای داخلی برای نفت، ظرفیت چند پالایشگاه از جمله پالایشگاههای آبادان، نفت شاه (نفت شهر) و کرمانشاه (باختران) توسعه یافته است و یک پالایشگاه جدید که نفت خام خلیج (فارس) از راه خط لوله به آن می رسد، در سال 1968 در تهران افتتاح شد. در کنار این پالایشگاهها، چند کارخانة پتروشیمی وجود دارد که اخیراً تأسیس شده است. در آبادان در پروژه ای که به سال 1966 آغاز شد، پی وی سی ، مواد پاک کننده و سود سوز آور تولید می شود، در حالی که گوگرد و گاز نفت مایع از تولیدات اصلی خارک است. یک کارخانة تولید کود نیز در بندر شاهپور (خمینی) احداث شده است.

از سال 1964، شرکت ملی نفت ایران با دادن کمک فنی به کشورهایی در خاورمیانه و آفریقا و همچنین با قراردادهای تجاری دو جانبه با کشورهای اروپای شرقی و سایر کشورها که به موجب آن نفت در ازای کالاهای سرمایه ای، تجهیزات صنعتی یا محصولات غذایی فروخته می شود فعالیتهای خود را توسعه داده است. در سال 1972 ، شرکت ملی نفت ایران را برای کشف نفت در دریای شمال، برنامه های مشترکی را با بریتیش پترولیون اعلام کرد.

بعلت پیشرفت گسترده صنعتی و اقتصادی کشور، نیاز مبرم به منابع انرژی زا، روز بروز افزایش یافته و این امر به نحو محسوسی نمایان است. بعلت محدود بودن منابع نفتی در حال حاضر همه کشورهای جهان در تلاش و کوشش هستند تا انرژی مورد لزوم خویش را از منابع نامحدود به دست آورند. به همین لحاظ بهترین طرح در این زمینه، استفاده از منابع نفتی در صنایع پتروشیمی، و تولید انرژی الکتریکی، از طریق نیروی هیدروالکتریک (برق آبی) ، نیروگاههای گازی، نیروگاههای اتمی و نیروگاههای خورشیدی، محسوب می شود.

در سال 1358 تولید نفت خام ایران 1.260.000.000 بشکه بوده که حدود 287.956.000 بشکه آن به مصرف داخلی رسیده و حدود 954.532.660 بشکه نفت خام نیز صادر گردیده است. فرآورده های نفتی در سال 1358 حدود 30.650.000.000 لیتر بوده است که توسط پالایشگاههای آبادان، باختران، تهران؛ شیراز، تبریز و اصفهان تصفیه گردیده است. میزان تولید گاز در سال 1358  بالغ بر 41.745.000.000 متر مکعب بوده که 34.985.000.000 متر مکعب به مصرف رسیده و بقیه سوزانده شده است.

ذخایر نفتی
یکی از مهمترین سوالات مربوط به استخراج نفت این است که هنوز چقدر از ذخایر نفتی باقی مانده است. نفت از منابعی نیست که کمبود خود را جبران کند و هر زمان که ذخایر موجود تمام شود، بشر مجبور خواهد شد برای تأمین نیازهای خود به منابع دیگر انرژی روی آورد. صنعت نفت در فواصل زمانی معین ارزیابیهایی از ذخایر نفتی به عمل می آورد. این ارقام به دلیل ویژگی دینامیک صنعت همیشه ثابت نیست. با کشف حوزه های نفتی جدید، مجموع ارقام افزایش می یابد، اما در ازای هر سال تولید ، از موجودی منابع نفت کاسته می شود. در عین حال، با در نظر گرفتن همة جزئیات، میزان کل ذخایر شناخته شده از زمان اولین ثبت آن، هر سال به طور پیوسته افزایش یافته است. این افزایش به دلیل محدود بودن ذخایر نفتی، نمی تواند برای همیشه تداوم یابد.

توزیع ذخایر نفی کشف و ارزیابی شدة سراسر جهان از یک منطقه به منطقة دیگر بشدت فرق می کند. بویژه، منطقة جنوب غربی آسیا به تنهایی 5/56 درصد از ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد. (1970) . اگر ذخایر آفریقای شمالی را به آن اضافه کنیم؛ این رقم به 5/62 درصد افزایش می یابد. حتی در داخل منطقة خاورمیانه و آفریقای شمالی، ذخایر هریک از کشورها با کشورهای دیگر تفاوتهای زیادی دارند. برای مثال، ایران، عربستان سعودی و کویت روی هم رفته 43 درصد از ذخایر نفت جهان را در سال 1970، در اختیار داشتند.

به طور کلی کشورهایی که هم اکنون بیشترین نفت خام را تولید می کنند، سعی دارند ذخایر نفتی عظیمی نیز در اختیار داشته باشند. اما میزان نسبی بهره برداری از این منابع بسیار متفاوت است، چنان که با کمال تعجب منابع تعداد زیادی از این کشورها، اگر میزان استخراج سالانة آنها به اندازة سال 1970 باشد، فقط به مدت 40 سال یا کمتر می تواند مورد بهره برداری باشد. بویژه این نکته بسیار قابل توجه است که تولیدکنندگان بزرگ نفت خام در شمال آفریقا مثل لیبی و الجزایر منابع کشف شدة کوچکی دارند. بنابراین چند مایة شگفتی نیست که این ملتها هم اکنون استخراج باقیماندة منابع نفتی را به میزان کنترل شده و کمتر، به طور بسیار جدی مورد توجه قرار می دهند. حتی کشورهایی نظیر عربستان سعودی و کویت و ایران که منابع عظیمی دارند، هر روز بیشتر بر این مسأله وقوف می یابند که سرانجام روزی ذخایر آنها تمام خواهد شد، در نتیجه تمایل روز افزونی وجود دارد که پیش از تهی شدن منابع خود، اقتصاد کشور را بر پایه های سالم و مطمئنی استوار سازند. دیگر آن روزهایی که مردم تصور می کردند هر سال منابع نفت خام بزرگتر و بیشتر کشف خواهد شد، سپری شده است.

هر بحثی در مورد مشکلات مربوط به صنعت نفت، تقریباً همیشه به مسأله وسعت ذخایر جهانی و نسبت این ذخایر به مقدار تولید برمی گردد. این عبارت به صورت نسبت بین منابع کشف شدة قابل استخراج در داخل زمین و میزان تولید سالانه تعریف می شود. به بیان دیگر می توان آن را به مفهوم سالهای باقیماندة عمر منابع تعبیر کرد که طی آن می تواند هر سال به میزان تولید فعلی، نفت استخراج کرد. از سال 1920، به رغم اکتشاف مداوم منابع جدید، کاهش مشخصی در ذخایر نفتی به وجود آمده است و نسبت ذخایر نفتی به مقدار تولید به 36 رسیده است. همة نفت موجود در یک حوزة نفتی را از نظر اقتصادی نمی توان استخراج کرد و به طور طبیعی هنگامی که این نسبت به مقدار 10 به 1 می رسد، تولید باید متوقف شود. برای اهداف برنامه ریزی در سطح جهان، شاید نسبت 15 به 1 واقع بینانه تر باشد.

با توجه به این ملاحظات، بدیهی است که تلاش برای به دست آوردن برآوردهایی از میزان نهایی ذخایر جهانی نفت خام در مقابل ذخایر کشف شدة آن اهمیتی قطعی دارد. طی چند سال اخیر، بنابر تلاشهای چندی که صورت گرفته است، ارقام بدست آمده بین 109´ 23000  تا 1200 بشکه بوده است. میزان کل ذخایر کشف شده در سال 1973 به مقدار 109´850  بشکه بود. با فرض این که تقاضای نفت خام با رشدی معادل میزان فعلی آن به تقریب 5/7 درصد در سال همچنان ادامه یابد، «وارمن» (1972) محاسبه کرده است که تا سال 2000 میلادی، به منظور حفظ نسبت ذخایر به تولید به مزان 15 به 1 ، کل ذخایر کشف شده باید به مقدار          109´   4000  بشکه باشد. این رقم تقریباً دو برابر آن مقداری است که هم اکنون برای آخرین میزان ذخایر نفتی جهان در نظر گرفته می شود.

مفهوم ضمنی این ارقام این است که احتمالاً در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، نفت هرچه بیشتر نایاب خواهد شد. هزینه ها قطعاً افزایش خواهد یافت؛ زیرا شرکتهای نفتی مجبورند حوزه های غیر قابل دسترس تری را در زیر فلات قاره ها استخراج کنند. مطمئناً در سالهای باقیماندة این قرن، به نظر نمی رسد که در تولید انرژی، جایگزینی برای نفت وجود داشته باشد، مگر آن که احتمالاً سوخت فسیلی عمدة دیگری یعنی زغال سنگ بتواند کمک بیشتری به ذخایر انرژی بکند. اما مالاً مسلم به نظر می رسد که در قرن بیست و یکم، بیشتر نیازهای انرژی ما را، انرژی هسته ای تأمین خواهد کرد. تا آن زمان، کشورهای خاورمیانه بیشتر منابع انرژی موجود جهان را تحت کنترل خواهند داشت. 

 

حمل و نقل نفت خام و فرآورده های نفتی
در خاورمیانه، یکی از مهمترین جنبه های صنعت نفت، حمل و نقل تولید از کشورهای تولید کنندة نفت به بازارهای اروپای غربی و ژاپن است. نفتکش اقیانوس پیما در واقع مهمترین وسیلة حمل و نقل است که اندکی بیش از یک سوم کشتیهای باری تجاری را شامل می شود. پس از جنگ جهانی دوم، همراه با افزایش اندازة نفتکشها ،الگوهای حرکت در مسیر بین خاورمیانه و اروپای غربی شروع به تغییر کرد. طی دهة 1950 و اوایل دهة 1960، مسیر اصلی حمل نفت بین حوزه های خلیج (فارس) و اروپا از طریق کانال سوئز بود. اما با ظهور نفتکشهای عظیم، این راه آبی دیگر برای کشتیهای بزرگتر قابل استفاده نبود و در نتیجه آنها مجبور بودند پس از طی مسافتی طولانی، دماغة امیدنیک را دور بزنند. در پی جنگ ژوئن سال 1967، کانال سوئز 1975 بسته شد. اگر چنان که برنامه ریزی شده است تعریض و تعمیق کانال انجام شود، در آن صورت زمانی در آینده نفتکشهای حدود 200000 تنی خواهند توانست با باری متعادل و نه کاملاً سنگین از آن عبور کنند. این اقدام، مدت سفر را کوتاه می کند، چون مدت رفت و برگشت از طریق دماغة امیدنیک با احتساب زمان تخلیه و بارگیری 60 روز به طول می انجامد که در مقام مقایسه، مدت زمان طی این مسافت از طریق کانال سوئز فقط 40 روز است.

همراه با افزایش حجم نفتکشها، پایانه ها حتی وسیعتری احداث شده است که          می تواند این کشتیهای غول پیکر را در مبدأ و مقصد شبکة حمل و نقل یعنی هم محل تولید و هم محل فروش، تخلیه و بارگیری کند. در خلیج (فارس) ، پایانه های نفتی چون جزیرة ایران میناء الاحمدی و میناء العبدلله (کویت)، جزیرة دریا و رأس تنوره (عربستان سعودی) ، وام سعدی (قطر) ساخته شده است تا از عهدة صادرات روز افزون نفت برآید. همین طور در اروپای غربی، مجموعه های عظیم تخلیه و پالایش در میلفورد هیون  (ویلز)، فینارت در لاک لانگ (اسکاتلند) و یوروپورت (هلند) احداث شده است.   

در سال 1971، 74 درصد از سفرهای دریایی نفتکشها از بنادر خاورمیانه و 5/6 درصد دیگر از آفریقای شمالی بود. جای شگفتی نیست که مقصد نهایی 57 درصد از تردد نفتکشهای جهان، اروپای غربی است و مبدأ حرکت بیش از سه چهارم این نفتکشها خاورمیانه و آفریقای شمالی است. ژاپن که 5/18 درصد از ترددها به آن مربوط می شود،  دومین مقصد بزرگ کشتیهای نفتکش و همچنین خاورمیانه نیز نخستین تأمین کنندة آن است.

علاوه بر نفتکشهای اقیانوس پیما، متداولترین وسیلة انتقال بخش عمدة نفت خام، خط لوله است. خطوط لوله های نفتی در مقایسه با نفتکشها محاسن و معایب خاصی دارند. هزینه های سرمایه گذاری یک خط لوله زیاد ولی هزینه های بهره برداری از آن کم است. علاوه بر این، خط لوله صورت ثابت و غیر قابل انعطافی دارد و پس از احداث، براحتی نمی تواند مقصد انتقال نفت را تغییر داد افزایش ظرفیت یک شبکة خط لوله دشوار است و البته در برابر تهاجم بسیار آسیب پذیر است. در یک مسافت معین، بی شک انتقال نفت خام به وسیلة نفتکشهای عظیم، اقتصادی تر از انتقال نفت از طریق خط لوله است و در عین حال از انعطاف پذیری بیشتر نفتکشها در این که قادرند مقدار محمولة صادراتی خود را هماهنگ با نوسانات تولید و بازار تغییر دهند،  می توان سود برد. معمولاً خط لوله فقط در صورتی می تواند با نفتکش رقابت کند که از طریق لوله راه کوتاهتر باشد یا حمل و نقل دریایی مستلزم هزینه های سنگین بندر یا عوارض مربوط به کانال باشد. با کشف منابع نفتی در مناطق داخلی کشورهای خاورمیانه در اوایل قرن بیستم، تنها وسیلة عملی برای انتقال نفت خام به مراکز ساحلی، خط لوله بود.  اولین خط لوله ای که در خاورمیانه احداث شد، توسط شرکت نفت ایران – انگلیس در سال 1911 ساخته شد. طول این خط لوله 200 کیلومتر بود و حوزة نفتی  تازه کشف شدة مسجد سلیمان را به آبادان در خلیج (فارس) متصل می کرد.

بدون شک معروفترین خط لوله در خاورمیانه، خط لولة سراسری عربستان است که حوزه های نفتی عربستان را به دریای مدیترانه متصل می کند . این خط لوله در سال 1950 یعنی زمان احداث آن، با 1600 کیلومتر طول و 2/6 تا 7/78 سانتیمتر قطر و با وجود شش تلمبه خانه در امتداد مسیر خود، بزرگترین خط لولة جهان بود که 80 میلیون پوند صرف هزینة احداث آن شد. ظرفیت اولیة این خط لوله 15 میلیون تن در سال بود، اما بعدها تا 25 میلیون تن در سال افزایش یافته است و این مقدار نشانگر حدود یک نهم تولید جاری عربستان سعودی است( 1971). خط لوله های بزرگ دیگر شامل خط لوله های عراق و خط لولة لیبی می شود. خط لوله ها عراق حوزه های نفتی کرکوک را به طرابلس و بانیاس در ساحل مدیترانه متصل می کند و طول هردوی آنها بیش از 800 کیلومتر است. خط لولة لیبی که از حوزة نفتی سریر به پایانة نفتی در طبرق امتداد می یابد، 3/86 سانتیمتر قطر و حدود 510 کیلومتر طول دارد و تا ظرفیت 15 میلیون تن در سال نفت منتقل می کند.

اخیراً در اسرائیل بین بنادر ایلات در خلیج عقبه و اشقلون در دریای مدیترانه، یک خط لولة نفت خام ساخته شده است که در مقایسه با خط لوله های دیگر تا حدی غیرعادی است این خط لوله که 6/106 سانتیمتر قطر و 250 کیلومتر طول دارد، به این منظور ساخته شده است که کانال سوئز را از رونق بیاندازد. ظرفیت اولیة این خط حدود 12 میلیون تن در سال است، اما در صورت ضرورت می تواند تا 60 میلیون تن در سال افزایش یابد. اسرائیل امیدوار است (بود) ایران که رابطه ای دوستانه با آن دارد (داشت) ، نفت خود را توسط نفتکشهای پیشرفته به ایلات برساند و سپس به وسیلة کشتیهای کوچکتر از اشقلون به نقاط دیگر جهان توزیع کند. اسرائیل طبیعتاً بابت حق انتقال نفت منافعی کسب خواهد کرد.

کشورهای خاورمیانه نفت خام خود را به کشورهای گوناگون صادر می کنند. نمونه هایی از این گوناگونی در جدول بیان شده است.

عایدات نفتی
زمانی  که اولین امتیازات نفی واگذار می شد، تعهد مالی شرکتهای نفتی پرداختهای ثابتی بود که بابت حق الامتیاز به کشورهای تولید کننده داده می شد. این ترتیبات برای شرکتهای نفتی بسیار سودمند واقع شد، بنابراین تقریباً بدیهی بود که دولتهای کشورهای تولید کننده خواستار سهم بیشتری از منافع بدست آمده باشند. این تقاضا در آغاز با افزایش حق الامتیازها عملی شد، اما کشورهای تولید کنندة نفت تا اوایل دهة 1950، خواستار آن شدند که سهم آنان از عایدات نفتی به منافع شرکتهای نفتی وابسته باشد. پس از انجام مذاکرات، بسیاری از حکومتها با یک نظام مالیاتی موافقت کردند که به موجب آن 50 درصد از سود خالصی که بر اساس قیمتهای تعیین شده محاسبه شده است، به آنان تعلق می گیرد. این قرارداد جدید درآمد کشورهای تولید کننده را به قمدار زیادی افزایش داد و در عین حال هیچ تحمیل مالی اضافی برای شرکتهای نفتی ایجاد نکرد، شرکتهایی که در بیشتر موارد قادر بودند پرداختهای بیشتر عایدات به کشورهای تولید کننده را با کاهش میزان مالیات بر درآمد در کشورهایی که این شرکتها در آن به ثبت رسیده بود، جبران کنند.

در اواخر دهة 1950، با در دسترس قرار گرفتن روز افزون منابع نفتی و رقابت فزاینده ای که بین شرکتهای تولید کننده وجود داشت، قیمتهای تعیین شدة نفت رو به کاهش گذاشت. این بدان معنا بود که عایدات نفتی دولت که به این قیمتها وابسته بود، نیز کاهش یافت. کشورهای تولید کننده از این روند نگران شدند و در سال 1960، تعدادی از آنها با یکدیگر توافق کردند و سازمان کشورهای صادر کنندة نفت (اوپک) را ایجاد کردند، با این هدف که از منافع خود در مقابل اقدامات شرکتهای نفتی بین المللی دفاع کنند. اپک در نخستین گردهمایی خود با شرکتهای اصلی، درصدد برآمد که از کاهش «قیمتهای تعیین شده» ممانعت کند. از این زمان به بعد، قیمتهای تعیین شده از هر جهت فقط جنبة ظاهری پیدا کرد و تنها در موقعی اهمیت می یافت که شرکتها می بایست عواید پرداختی خود به کشورهای میزبان را محاسبه کند. مالیاتهای نفتی تا آنجا که به شرکتها مربوط می شد، به صورت وجه ثابتی درآمد که به هر بشکه نفت تولید شده تعلق می گرفت.

طی دهة 1960، با به کار گرفته شدن نظام جدیدی به نام «هزینه کردن حق الامتیازها»، مجموع عایدات دولتهای تولید کنندة نفت باز هم افزایش یافت. طبق نظام گذشته، پرداخت حق الامتیاز که معمولاً 5/12 درصد بود،  سهمی از 50 درصد منافع خالصی محسوب می شد که به دولت تعلق می گرفت. بنابر قرارداد جدید، حق الامتیازها مستقل از مالیات پرداخت می شد و به عنوان هزینة تولید می بایست قبل از محاسبة سود خالص، از درآمدها کسر می شد. نتیجه این که عایدات دولت باز هم افزایش یافت. اعمال این روش به طور طبیعی با مقاومت شرکتهای نفتی مواجه شد، اما آنها سرانجام مجبور شدند که اصل مذکوررا بپذیرند و تا نیمة دهة 1960، در بیشتر قراردادهای منعقد شده بین شرکتها و کشورها، این روش جدید پرداخت به کار گرفته می شد.

اما بزرگترین موفقیتی که کشورهای اپک تا کنون بدان دست یافته اند، زمانی بود که قراردادهای جدید مربوط به تعرفه های گمرکی در ژانویة سال 1971 در تهران تنظیم شد، در نتیجه عواید پرداخت شده از سوی شرکتهای نفتی به دولتها به طور شگفت آوری افزایش یافت و این روند در آینده نیز همچنان ادامه خواهد داشت.

یکی از مهمترین حرکتها طی چند سال اخیر،  تلاش فزایندة کشورهای تولید کننده در به دست آوردن سهمی از مالکیت شرکتهای تولید کننده ای بوده است که با امتیازات قدیمی فعالیت می کنند. در حال حاضر، بسیاری از کشورهای خاورمیانه در شرکتهای نفتی غربی به میزان 25 درصد یا بیشتر سهم دارند و امید است که سرانجام تا سال 1983، لااقل به میزان تعیین کنندة 51 درصد دست یابند. بنابراین کاملاً روشن است که اهمیت کشورهای تولید کننده و شرکتهای نفتی، هم اکنون به طور اساسی در حال تغییر و دگرگونی است.

در حقیقت بیشترین مقدار پولی که از سوی شرکتها به کشورهای تولید کننده پرداخت می شود. منبع دیگر درآمد، پرداختهایی است که در جریان تولید واقعی در مقابل ارائه اقلامی چون نیروی کار، تعمیر و نگهداری و دیگر خدمات مربوط به امر تولید، در محل بهره برداری ، عاید می شد، اما تا سال 1970 ، با افزایش کارآیی تولید، این رقم کاهش یافته و به میزان 10 درصد مقدار کل یا کمتر از آن رسیده است. این افزایش کارآیی را بهتر از هر جای دیگر، در بررسی چگونگی وضع استخدام افراد محلی توسط صنعت نفت می توان جستجو کرد. در همة کشورهای تولید کنندة نفت، استخدام افراد محلی از آغاز دهة 1960،  به رغم افزایش میزان تولید کل همواره رو به کاهش بوده است . در ایران به سال 1961 ، 37000 نفر توسط کنسرسیون به کار گرفته شدند. این رقم تا سال 1967 به 26000 نفر و تا سال 1971 به 17800 نفر رسید. حتی در مورد همین رقم کم نیز برخی از مسئولان ادعا می کنند که شمار افراد بیشتر از تعدادی است که در واقع برای تولید مفید لازم است.

یکی از تغییرات بزرگی که در کشورهای تولید کننده رخ می دهد، این است که آنها خود نیز در شمار مصرف کنندگان عمدة نفت و فرآورده های نفتی خود در می آیند. اگر چه این تغییر چندین سال قبل آغاز شد، اما فقط در همین دهة اخیر اهمیت زیادی پیدا کرده است، زیرا اقتصاد محلی تحت تأثیر عواید نفتی بسرعت رشد کرده است. سه تولید کنندة عمدة نفت یعنی ایران، عربستان سعودی و کویت بیشترین مقدار مطلق نفت را مصرف می کنند و بحرین و کویت بالاترین رقم مصرف سرانه را دارند.

آیندة نفت
در حال حاضر، آیندة نفت در اقتصاد جهان یکی از جنجالی ترین مباحث در امور بین المللی است. با توجه به نظرات گوناگونی که از سوی کشورهای تولید کننده و مصرف کننده مطرح می شود، برخورد منافع در آینده، حتی احتمالاً به دفعات بیشتر، غیرقابل اجتناب به نظر می رسد. جدیدترین و شدیدترین برخورد به دنبال جنگ اکتبر سال 1973 بین اعراب و اسرائیل، یعنی هنگامی که نفت به عنوان یک سلاح سیاسی به کار گرفته شد، اتفاق افتاد. در نتیجه، صدور نفت خام به ایالات متحده و هلند به کلی قطع شد و از حجم نفت تحویلی به بقیة کشورهای اروپایی و ژاپن کاسته شد.

هم اکنون، ایالات متحدة آمریکا تقریباً یک سوم از تولید نفت جهان را مصرف می کند. تا سال 1980، نظر به این که نیاز به انرژی در کشورهای دیگر بیشتر می شود، انتظار می رود که این رقم، با وجود 40 درصد افزایش تقاضای مطلق در داخل ایالات متحدة آمریکا، به حدود یک چهارم میزان کل تولید جهان کاهش یابد. طی سالهای آخر دهة 1960، واردات نفت حدود 20 درصد از نیازهای سوخت مایع ایالات متحدة آمریکا را تأمین می کرد، اما تنها بخش بسیار کوچکی از این حجم وارداتی از منابع خاورمیانه به دست می آمد. یکی از مشکلات بزرگی که ایالات متحده در چند دهة باقیماندة قرن بیستم با آن  مواجه است. این مسأله است که از کجا می توان نفت به دست آورد، بی آن که به خارج و خاصه کشورهای خاورمیانه وابستگی زیادی پیدا شود. تاکنون ذخایر عظیمی از نفت در آلاسکای شمالی کشف شده است، اما به نظر می رسد که مشکلات توسعه و هزینه های سنگین، احتمالاً مرحلة استخراج را بدشت محدود کند. منابع نفتی کم اهمیت تر آمریکای شمالی، همچون ماسه های قیری و شیستهای قیری شدیداً مورد توجه قرار گرفته است و کارخانه های استخراج پیشرو در چند منطقه شروع به کار کرده است. اما هزینة سنگین چنین تلاشهای نامطمئنی، در مقایسه با روشهای معمول تولید نفت خام، بدین معناست که توسعة این منابع، به رغم منافع استراتژیک، محدود بوده است. با روشن شدن این نکته، باید چنین نتیجه گرفت که در آینده، اقتصاد ایالات متحدة آمریکا برای تأمین نیازهای فزایندة خود به انرژی، به تولید نفت خاورمیانه بیشتر وابسته خواهد شد.

برخلاف ایالات متحدة آمریکا، اروپای غربی و ژاپن هم اکنون شدیداً به منابع نفت خاورمیانه وابسته اند. اروپای غربی حدود 25 درصد از تولید کنونی نفت جهان را مصرف می کند و انتظار می رود که این رقم در آینده نیز ثابت بماند. به رغم اکتشافات جدید و ظاهراً وسیع منابع گاز طبیعی و نفت که در حوضة دریای شمال صورت گرفته است، اروپای غربی همچنان مهمترین بازار نفت جهان بویژه نفت خاورمیانه و آفریقای شمالی باقی خواهد ماند. امروزه ژاپن حدود هشت درصد از تولید نفت جهان را مصرف می کند و انتظار می رود که این رقم افزایش یابد. در آینده، خاورمیانه احتمالاً همچنان بزرگترین تأمین کنندة نفت خام ژاپن خواهد بود، اگر چه اکتشافات اخیر در آسیای جنوب شرقی حاکی از احتمال وجود منبعی جدید و نزدیکتر است.

بنابراین نمی توان تردیدی داشت که در سالهای پایانی قرن بیستم، خاورمیانه اهمیت حیاتی خود را همچنان به عنوان منبع نفت کشورهای پیشرفتة جهان حفظ خواهد کرد. همچنین به نظر می رسد که تا دهة دوم و سوم قرن بیست و یکم ، نفت دیگر مثل امروز مهمترین منبع انرژی نباشد. نفت در توسعة اقتصاد جهان سهم بسزایی داشته است، اما قبل از فرا رسیدن دویستمین سالگرد اکتشاف آن در مقیاس تجاری – اولین اکتشاف تجاری در سال 1858 صورت گرفت – خورشید بخت آن افول خواهد کرد.

 

منابع و مأخذ

  1. خاورمیانه
  2. گیتاشناسی کشورها
  3. نفت و توسعه اقتصادی / دکتر محمد علی همایون کاتوزیان
نظرات 0
برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود به حساب کاربری ایجاد حساب کاربری
مریم زمانی
نفت
زیگماوب